على محمدى خراسانى
95
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
و إن لم نقل بأن إطلاقه عليه من باب المجاز فى الكلمة بل من باب الحقيقة و أن التصرف فيه فى أمر عقلى كما صار إليه السكاكى . و استعلام حال اللفظ و أنه حقيقة أو مجاز فى هذا المعنى بهما ليس على وجه دائر لما عرفت فى التبادر من التغاير بين الموقوف و الموقوف عليه بالإجمال و التفصيل أو الإضافة إلى المستعلم و العالم فتأمل جيدا . اين بخش ، در واقع دفع يك توهم است : مقدمه : در علم بيان خوانديم كه مجاز دو نوع است : 1 . مجاز مرسل 2 . استعاره . استعاره عبارت است از مجازهايى كه علاقه و قرينهء آنها علاقه مشابهت باشد . مانند استعمال لفظ اسد در رجل شجاع ، به علاقه مشابهت در شجاعت ، يا استعمال لفظ حاتم در فرد بخشنده ، به علاقه مشابهت در جود و سخاوت . در باب استعاره دو مسلك وجود دارد : 1 . مسلك مشهور : مشهور ، استعاره را از باب مجاز در كلمه مىدانند ؛ يعنى مىگويند در كلمه اسد تصرف شده و از آن ، معناى ديگرى ( رجل شجاع ) اراده شده است . 2 . مسلك سكاكى : وى طرفدار حقيقت ادعايى است و مىگويد ما در لفظ اسد هيچ دخل و تصرفى انجام ندادهايم ، و اصولًا تصرف به عالم لفظ و استعمال مربوط نيست ؛ بلكه به يك امر عقلى مربوط است . يعنى نخست در معناى حقيقى كلمه ( حيوان مفترس ) توسعهاى قائل شده و رجل شجاع را نازل به منزله آن قرار داده و ادعا كردهايم كه او هم حيوان مفترس است ؛ آنگاه به دنبال اين ادعا و تنزيل ، لفظ اسد را در حيوان مفترس ادعايى ، استعمال كردهايم . اين حقيقت ادعايى است . اما توهم : ممكن است كسى بگويد كه بر اساس مسلك مشهور ، علامت صحت سلب ، دليل بر مجازيت است ؛ و اصولًا صحت سلب داريم ؛ ولى بر مسلك سكاكى ، ديگر صحت سلب معنا ندارد ، و علامت مذكور هم علاميت ندارد . جواب : مرحوم آخوند مىفرمايد : دو مسلك مذكور در ما نحن فيه ثمرهاى نداشته و فرقى به حال ما ندارد . ما چه قول مشهور را بپذيريم ، و چه قول سكاكى را ، مىتوانيم بگوييم كه وجداناً و حقيقتاً اسد از رجل شجاع مسلوب است ، و رجل شجاع اسد نيست . « 1 » و مجرد ادعا يا تنزيل هم دردى را دوا نمىكند . قوله : و استعلام : نظير اشكال و جواب مذكور در تبادر ، درباره صحت حمل و صحت سلب هم مطرح است :
--> ( 1 ) . زيرا اسد موجودى است كه روى چهار پا حركت مىكند ولى انسان شجاع ، موجود دو پاست ، اسد دم دارد ولى رجل ندارد و . . . .